خوبی بدون هیچ چشمداشت؛ این شاید تعبیر مناسبی از رفتار الگو مانند پیامبر مهربانی باشد. اینکه نه ‌تنها در برابر بی ‌تفاوتی و بی‌ محلی دیگران، بلکه در برابر تندی و مزاحمت آن‌ها نیز باید پاسخی متفاوت از رفتار آن‌ها داد.
ـ راننده‌ای بی‌ تفاوت به علامت‌ها و درخواست ماشین پشت سر به رانندگی خود ادامه می‌دهد. وقتی از او دلیل این رفتارش را جویا شوید تلافی خطای آن ماشین، تنها بهانه اوست؛ هنگامی که راننده از همان ماشین خواسته بود تا راه را برای او باز کند آن ماشین از این کار امتناع کرده بود. راننده نیز تصمیم گرفت تا با همان زبان، پاسخ دهد و خطا را با خطا جبران کند.
ـ در مسافرت لحظه شیرین خرید سوغاتی فرا می‌رسد. وقتی نگاهی به لیست می‌اندازیم، کسانی که در مسافرت‌هایشان برای ما سوغاتی نمی‌خرند را از لیست حذف می‌کنیم. اگر علت را از ما جویا شوند، تلافی رفتار آن‌ها، تنها بهانه ما خواهد بود. اینکه رفتار ما درست است یا نه، اهمیتی ندارد، مهم جبران رفتار آن‌ها با بی‌ معرفتی ماست.
ـ عید فرا می‌رسد و به تصمیم اعضای خانواده، دید و بازدید به صورت دسته جمعی آغاز می‌شود؛ ابتدا خانه بزرگتر ها و بعد خانه فرزندان. در این میان همراهی نکردن یکی از افراد فامیل در بعضی مهمانی‌ها توجه شما را جلب می‌کند. اگر از او علت را جویا شوید، او نیز درصدد تلافی رفتار است؛ او از رفتن به منزل اقوامی که به او سر نزده‌اند یا در مهمانی‌اش حاضر نشدند خودداری می‌کند.
همه این موارد که تشابهی با سیره پیامبر خوبی‌ها ندارد نشان از کم ‌اهمیتی محبت و مهربانی است؛ نشان از این است که تنها کسانی حق دیدن روی محبت ما را دارند که قبل از آن‌ها ما از خوبیشان بهره برده باشیم. بهره‌مندی آن‌ها نیز تنها به همان اندازه خوبی سابق آن‌ها به ماست نه بیشتر!

***
برادر، خط و نشانش را کشید. او تهدید را به نهایت رساند و تصمیمش را اعلام کرد: کشتن برادر! قابیل این کار را مانند آبی بر آتش می‌پنداشت؛ آتش کینه‌ای که از خوبی برادر بر دلش افتاده بود.
او به برادرش، هابیل، از اینکه بیش از او خوب بود و بیش از او مطیع امر الهی بود حسادت می‌کرد. برای همین تحملش تمام شد و جانش به لب رسید و تصمیم خود را گرفت.
هابیل که از تصمیم برادر باخبر شد همچنان از مسیری که برای زندگی برگزیده بود دست برنداشت و از خود پایداری نشان داد.
به برادرش قابیل گفت: اگر تو بخواهی مرا بکشی هم من به تو بدی نخواهم کرد و تو را نخواهم کشت. هابیل راه متفاوتی از برادرش در پیش گرفته بود و تصمیم نداشت بدی برادر را با بدی پاسخ گوید.

3542_note.jpgخوبی بدون هیچ چشمداشت؛ سنتی که از مهربانی خوبان بزرگ حکایت می‌کند و کمبود آن نقصی است که تا حدودی دامن زندگی امروز ما را گرفته است. این همان سنتی است که مهمان ‌نوازی ابراهیم خلیل را زبانزد خاص و عام کرده بود؛ وقتی فرشتگان الهی در هیبت مردمان به منزلش رفتند و ابراهیم بدون کمترین شناختی از آن‌ها و بی ‌آنکه درصدد جبران باشد یا توقع جبران داشته باشد، فوراً گوساله‌ای بریان برای مهمانان حاضر کرد. این همان سنتی است که امام علی (علیه‌السلام) مردمان را به آن فرا خواند: «از کسی که به عیادت تو نمی‌آید، عیادت کن و به کسی که به تو هدیه نمی‌دهد، هدیه بده.»

خرید و فروش ممنوع!
لازم نیست هنگام تهیه هدیه‌ای برای دوستمان، حتماً از او هدیه‌ای گرفته باشیم. لازم نیست تنها کسی را به مهمانی فرا بخوانیم که قبلاً ما را به مهمانی دعوت کرده باشد یا تنها به منزل کسی برویم که قبلاً او نیز به منزل ما آمده باشد. می‌شود متفاوت بود.
غافل نشویم که گاهی این عادات ناپسند، زمینه بروز برخی رذایل اخلاق است. اگر رذیله‌ای را هم رقم نزند، حداقل موجب بدنامی است. روایت امام رضا (علیه‌السلام) به خوبی این مطلب را روشن می‌کند: «سخاوتمند از غذای دیگران می‌خورد تا دیگران هم بر سفره او بنشینند و از غذای او بخورند. اما بخیل از غذای دیگران نمی‌خورد تا کسی با او هم ‌سفره نشود.» این روایت به زیبایی، سفره ‌داری و مهمان‌ نوازی را نشانه سخاوت و بخشندگی و رد کردن دعوت مهمانی مردم بدون عذر و دلیل را نشانه خسیس بودن افراد معرفی کرده است.
پس مهربانی را کالایی نبینیم که منتظر دریافت بهای آن باشیم و با آن داد و ستد کنیم، بلکه آن را هدیه‌ای بدانیم که از سر بزرگواری خودمان به دیگران می‌بخشیم.
 

منبع: تبیان

/ 0 نظر / 57 بازدید